تمدن ایران زمین

دزدی زنجیره ای مجسمه های تهران

دزدی مجسمه‌ها یک سرقت معمولی نیست 

کسی که مجسمه می دزدد در واقع یک ترور فرهنگی انجام می دهد

دزدی‌ مجسمه‌های شهری تهران ، چندی است که به یکی از اخبار اعجاب ‌انگیز رسانه‌ها تبدیل شده است. هنوز کسی از سرنوشت مجسمه‌ های دزدی شده خبر ندارد اما به اعتقاد برخی مجسمه‌ سازها این اقدام یک سرقت معمولی نیست.

سارقان ، گروهی هستند که با دستگاههای برش و جرثقیل مجسمه را سرقت کرده اند.

مرتضی تمدن در پاسخ به این پرسش که چرا نیروی انتظامی در هنگام انتقال مجسمه‌ها به سارقان مشکوک نشده است اظهار داشت: جا به جایی مجسمه با هدف ترمیم و مرمت توسط ماموران شهرداری امری عادی است و مسئولان پاسخگوی نیروی انتظامی هم اذعان داشتند که ما تصور کردیم این بار هم شهرداری دارد مجسمه‌ها را جا به جا می ‌کند

چندی پیش ، یکی از خبرنگاران عصر ایران ، وقتی متوجه می شود مجسمه ستار خان سر جایش نیست ، از مسئولان پارک علت را می پرسد و آنها جواب می دهند: "برده ایم برای تعمیرات." و البته این سخن قابل باور بود زیرا مجسمه درست مقابل دفتر پارک و نگهبانی آن نصب شده بود.

«طه بهبهانی» ، نقاش و مجسمه ساز ، این اقدام را دزدی نمی‌داند و فکر می‌کند: «عواملی دست‌ اندرکارند تا مانع از گسترش فرهنگ و هنر کشور شوند.

بهبهانی بیان کرد: « نمی‌توان و نباید از کنار کسانی که فرهنگ و هنر این مرز و بوم را نشانه گرفته ‌اند ، به راحتی گذشت.»

او بار دیگر تاکید کرد: «چگونه می ‌توان ربوده شدن مجسمه از پارکی که محافظ و پارک ‌بان دارد را سرقت نامید؟!»

چند سالی شهرداری تهران با برگزاری دو سالانه‌ های مجسمه ‌سازی و سمپوزیوم شهری براین بود تا چهره خشن و سخت شهر را تغییر دهد اما انگار بعضی دلشان نمی‌خواهد ، رنگ تازه‌ ای بر پیکره شهر بنشیند.

قالیباف گفت: دزدیدن مجسمه‌های شهر اقدامی سازماندهی شده است و افراد عادی دست به این کار نمی‌زنند ؛ این کار به صورت باندی صورت گرفته است.

شهردار تهران در پاسخ به این پرسش که اقدام شهرداری تهران در این زمینه چیست؟ خاطرنشان کرد: بنا نیست شهرداری مسئولیت امنیت را نیز به عهده بگیرد.

شهرداری تهران تنها راه حلی که برای جلوگیری از این سرقت ها در حال حاضر در نظر گرفته ، این است که در حال حاضر نصب مجسمه های برنزی را متوقف کند.





مجسمه هایی که دیگر نیستند:
پرتره استاد صنیع خاتم، اثر حمید شانس/ محل نصب: پارک ملت سال 1377 وزن تقریبی: 70 - 60 کیلوگرم

 


مجسمه نیم‌تنه، اثر مرحوم استاد مدد/ محل نصب: پارک ایرانشهر سال 1385- وزن تقریبی: 70 کیلوگرم

 

 


پرتره استاد شریعتی، اثر آقای حمید شانس/ محل نصب: پارک شریعتی سال 1372- وزن تقریبی: 70 - 60 کیلوگرم

 

 


نیم تنه استاد شهریار، اثر مرحوم استاد قهاری / محل نصب: پارک دانشجو سال 1377- وزن تقریبی: 90 کیلوگرم

 

 


نیم‌تنه استاد معین، اثر آقای جعفر نجفی/ محل نصب: خیابان استاد معین سال 1389- وزن تقریبی: 140 کیلوگرم

 

 


مجسمه زندگی، اثر خانم فاطمه امدادیان/ محل نصب: پارک ایرانشهر سال 1385 وزن تقریبی: 70 کیلوگرم

 

 


پرتره باقرخان، اثر آقای شهریار ضرابی/ محل نصب: پارک شهرآرا سال 1386 - وزن تقریبی: 70 - 60 کیلوگرم

 

 


مجسمه مادر و فرزند، اثر شعله هژیر ابراهیمی/ محل نصب: میدان صنعت سال 1383- وزن تقریبی: 400 کیلوگرم

 

 


پرتره ستارخان، اثر آقای شهریار ضرابی/ محل نصب: خیابان ستارخان سال 1384 وزن تقریبی: 70 - 60 کیلوگرم

 

 


مجسمه دادمان / پارک استقلال نیز به سرقت رفت

 

 


مجسمه ابن سینا هم به عنوان دهمین مجسمه از پارک بهجت آباد تهران به سرقت رفت

 

 


مجسمه یادمان در جلوی بیمارستان آتیه به سرقت رفت


روح ا...شمسی زاده ملکی:
موقعی که دادمان را نصب می کردم برای استحکام بیشتر میلگردی به طول یک متر در پایه قرار دادم تا به راحتی کنده نشود اما در بازدیدی که داشتم متوجه شدم کار قلوه کن شده است.

این مجسمه ها به درد افراد عادی نمی خورد .

ضرابی گفت: مجسمه‌های برنزی هنگام ساخت مخارج زیادی دارند به طوری که برای فرآیند ریخته‌ گری برنزی این آثار در حدود 5 تا 6 میلیون تومان باید هزینه شود اما برنز اسقاطی و ضایعات خام این مجسمه‌ها برای ذوب مجدد و فروش در بازار چیزی حدود 2 تا 3 هزار تومان برای هر کیلو خریدار دارد، بنابراین یک مجسمه 90 تا 100 کیلوگرمی حدود 300 هزار تومان فروخته می‌شود و با توجه به ریسک جدا کردن این مجسمه‌ها از پایه در برابر چشم مردم ، دوربین‌های مداربسته و ...به نظر کار عاقلانه‌ای نیست و به دردسر آن نمی‌ارزد. ضرابی گفت: خوشبختانه من مدل گچی مجسمه‌های ستارخان و باقرخان را دارم و می‌‌توان دوباره آن‌ها را ریخته‌ گری کرد و با ملاحظات امنیتی و ضد سرقت مجدد نصب کرد اما متأسفانه برخی از هنرمندان این آثار هم‌ اکنون در قید حیات نیستند و خسارت معنوی را از بابت سرقت این مجسمه متحمل خواهیم شد.

چگونه می‌توان در نبود علی قهاری ، مجسمه دیگری از شهریار ساخت و رو ‌به ‌روی ساختمان تئاتر شهر کار گذاشت؟!

اگر مجسمه فردوسی از میدان فردوسی ربوده شود می‌توان جایگزینی برایش متصور شد؟!
آیا بار دیگر ابوالحسن صدیقی ، پدر مجسمه سازی ایران که او را «میکل آنژ» شرق هم می‌دانند زنده می‌شود تا فردوسی دیگری بیافریند؟!

پس نوشدارو پس از مرگ سهراب بی‌نتیجه است.