تمدن ایران زمین

فرشته پرشکوه باران آور

بنا به گفته های ایرانی های کهن ، در آغاز آفرینش ، بی آبی بود و دریایی وجود نداشت.
در آن هنگام ، تیشتر ( فرشته پر شکوه باران آور ) ابر را به هنگام غروب در تمام زمین به وجود آورد و آن را با نیروی باد در آسمان جاری کرد و سی شبانه روز باران بارانید.
(( داستان زیبای این باران آوری در اوستا چنین آمده است :
هرکسی که نماز ویژه ی او را بخواند روزی اش زیاد شود.
اگر همه نماز ویژه ی او را بخوانند ، سپاه دشمن هرگز به این سرزمین نمی آید ، نه خشکی ، نه سیل و نه بیماری به این سرزمین راه نخواهد یافت. ))
تیشتر ابر را به وجود آورد و باد به یاری او رفت.
تیشتر باد را بر همه زمین پی در پی وزاند ، ابر ها را گسترش داد و باران ها بارید.
دیوان علیه ابر ها به دشمنی برخاستند و ابر ها را تکه تکه کردن تا از باریدن باران جلوگیری کنند.
تیشتر نیز به جنگ با آنان برخاست و با گرز های خویش بر سر و تن دیوان دشمن باران کوبید.
از ضربه گرز ها غرش دیوان بلند شد و از برخورد گرز ها به دیوان برقی به وجود آمد که ما آنها را رعد و برق می گویم.
دیوان عقب نشینی کردند و اهریمن ( اَپوش ) به ناچار گفت : این باد را بمیرانید ، این باد چیره ی نیرومند را ، زیرا اگر شما باد را بمیرانید ، آنگاه همه ی آفریدگان را می میرانید.
همه دیوان به باد هجوم آوردند ، کمک به باد دیر رسید و از پا در آمد. ابر ها از هم جدا شدند. جائی را سیل و جائی را خشکی در بر گرفت.
دیوان که باد و ابر را شکست دادند ، پیروزمندانه طاقی از پیروزی در آسمان زدند که آن را رنگین کمان گویم.
باشد که فرشته باد باری دیگر بیاید و فرشتگان به او یاری کنند تا آب ها را از دریا به بیابان های خشک به برند.
باشد که دیوان خشکی آور ساکت نشینند تا جوی های آب روان گردد ، گیاهان دل خاک ها را بشکفند و بوی خوش گل ها و گیاهان ، این سرزمین کهنسال را فرا گیرد.