تمدن ایران زمین

ادامه مجوس

درود
 

خداوند را ارج می نهم که حتی در اوج قدرت هرگز از یادش دوری ننمودم.(کوروش بزرگ)

 

مهرگان آمد هان در بگشایدش

اندر آید و تواضع بنمایدش

از غبار راه ایدر بزُدایدش

بنشانید و به لب خُرد بخواهیدش

 

جشن مهرگان برابر با 10 مهر

روز مهر از ماه مهر ، یعنی روز شانزدهم از ماه زرتشتی برابر است با برگزاری جشن مهرگان. در اوستا مهر بزرگترین ایزدان است. سبب گرامی داشت این روز در نزد ایرانیان آن است که پس از شهریاری جمشید ، ضحاک در ایران زمین پادشاهی نمود. دوران او برای ایرانیان ، دوران بی داد و ستم بود. اما سر انجام فریدون بر ضحاک شورید. از پادشاهی بر کنارش کرد و به کوه دماوند به بندش کشید. رهبر شورشیان کاوه بود. ایرانیان به شکرانه ی این موهبت و آزادی که در روز مهر از ماه مهر روی داده است جشنی بزرگ ساختند و هر ساله به موجب چنین اتفاق بزرگی ، جشن مهرگان را برپا کردند. اکنون جشن مهرگان یکی از روزهای تعطیل رسمی برای زرتشتیان به شمار می آید.

ادامه بروز رسانی قبل

ادامه مجوس

مجوس در روایات اسلامی
روایت اصبغ بن نباته‌ که نقل کرده: علی بر فراز منبر گفت سلونی قبل ان تفقدونی، اشعث بن قیس برخاست و گفت ای امیرالمؤمنین چگونه از مجوس جزیه (اسم مالی ( جنس یا نقد ) که اهل کتاب هر سال بدولت اسلامی پردازند ) گرفته می‌شود در حالی که کتاب آسمانی بر آنها نازل نشده و پیامبری نداشته‌اند. علی گفت آنها کتابی داشته‌اند و خداوند در میان آنها پیامبری مبعوث فرمود و در شریعت آن پیامبر ازدواج با محارم جایز نبود، یکی از پادشاهان آنها، در یک شب که مست بود، در حال مستی با دختر خویش در آمیخت مردم آگاه شدند و شورش کردند و گفتند اکنون لازم است بر تو حد جاری کنیم. آن پادشاه نیرنگی اندیشید و دستور داد همه جمع شوند وسخن او را بشنوند اگر نادرست بود هر تصمیمی خواستن بگیرند. مردم گرد آمدند، او گفت: شما همه می‌دانید که در میان مردم هیچ کس به پای پدر و مادر ما آدم و حوا نمی‌رسد، مگر نه این است که این دو تن که صاحب دختران و پسران شدند همه آنها با یکدیگر ازدواج کردند. مردم قانع شده و از آن پس ازدواج با محارم در بین آنها مرسوم شد.
روایت دیگری نیز هست که از جعفر صادق نقل شده‌است. از صادق در مورد مجوس پرسیدند که آیا پیامبری داشتند؟ گفت: بله ، آیا نوشته رسول خدا به مردم مکه به تو نرسیده‌است که فرمود اسلام بیاورید و الا برای جنگ آماده شوید. آنها به پیامبر نامه نوشته خواستند که از آنها جزیه بگیرد و در عوض آنها را واگذارد که به پرستش بتها ادامه دهند. محمد به آنها نوشت که جز از اهل کتاب جزیه نمی‌گیرد. مشرکان مکه عنوان کردند که چگونه از مجوس هجر جزیه گرفته‌است. پیامبر به آنها نوشت که مجوس پیامبری داشتند که او را کشتند کتابی داشتند که به آتش کشیدند. کتاب آنها در دوازده جلد به روی پوست گاو بود.
روایات و اخباری هم وجود دارد که طرز رفتار و برخورد با مجوسیان را نشان می‌دهد از جمله روایتی است که نقل شده مردی در حضور جعفر صادق از شخص دیگری پرسید که با آن مردی که از او طلبکار بودی چه کردی؟ آن مرد گفت او یک ولد الزنائی است. صادق سخت بر آشفت که این چه سخنی بود. آن مرد گفت قربانت گردم او مجوسی است و مادرش دختر پدرش است ، لذا هم مادر و هم خواهرش می‌باشد پس قطعاً ولد الزنا است. صادق گفت مگر نه این که در دین آنها این عمل جایز می‌باشد و او به دین خود عمل کرده‌است و تو حق نداری او را ولد الزنا بخوانی
در پایان لازم به یادآوری است که در تاریخ اسلام اخباری وجود دارد که نشان می‌دهد مسلمانان نسبت به مجوسیان احترام قائل بودند
مجوس در قرآن
در قرآن کریم لفظ مجوس فقط یک بار در آیه زیر آمده‌است: «ان الذین امنوا و الذین هادوا و الصابئین و ا لنصاری و المجوس و الذین اشرکو ان الله یفصل بینهم یوم القیامه» (حج، آیه ۱۷)
در این آیه مردم به سه گروه تقسیم شده‌اند: ۱. مؤمنان ۲. اهل کتاب: یهود، نصاری، صائبان و مجوسان ۳. مشرکان، این سه فرقه با ذکر اسم موصول الذین از هم جدا شده‌اند ولی چهار گروه اهل کتاب با حرف وصل به هم پیوسته‌اند. بنابراین مجوس از مشرکان مجزا شده و در ردیف یهود و نصاری و صابئان قرار دارند. این که الذین اشرکوا در مقابل چهار مذهب آمده نشان می‌دهد که مذهب مجوس در اصل مذهب شرک نبوده، و در ردیف ادیان توحیدی قرار داشته‌است و اخذ جزیه از آنها دلیل بارز این مطلب است.
به نوشته علامه طباطبایی این آیه دلالت و یا حداقل اشعار دارد بر این که مجوسیان اهل کتابند زیرا در این آیه و سایر آیاتی که صاحبان ادیان آسمانی را می‌شمارد در ردیف آنان و در مقابل مشرکین به شمار آمده‌اند.