تمدن ایران زمین

گوریل پشمالو

درود

برای پایان نامه ام دارم متن گوریل پشمالو رو کار میکنم گفتم شاید برای شما هم جالب باشه خلاصه ی متن

گوریل پشمالو

نوشته یوجین اونیل

ترجمه بهزاد قادری

داستان زندگی مردی به نام ینک که در آتشخانۀ کشتی کار میکند؛ که بدلیل شغلش سیاه شده و پشتش خمیده شده و شبیه گوریل شده. ینک فکر میکند همه کاره ی کشتی است زیرا او سوخت به کشتی میدهد و باعث حرکت کشتی میشود. روزی دختر صاحب کشتی؛ میلدر داگلاس برای دیدن مردم عادی و کسانی که در کشتی کار میکنند به آتشخانه می رود اما با دیدن ینک میترسد و غش می کند؛ ینک که از این اتفاق عصبی میشود و به غرورش بر میخورد برای گرفتن انتقام به دنبال دختر میرود. دوستان ینک که در آتشخانه کار میکنند به ینک می گویند دختر با رفتارش به تو گفت گوریل پشمالو. ینک در ادامه از خود بی خود میشود و آدم دیگری میشود. او به دلیل مزاحمت به زندان می افتد و حتی خودش هم اسم خودش را فراموش میکند و خودش را گوریل پشمالو معرفی میکند. بعد از رهایی از زندان به باغ وحش میرود تا گوریل را از نزدیک ببیند و بداند که به او شباهت دارد یا نه  و برای یکی شدن با گوریل در قفسش را باز میکند. اما گوریل استخوان های ینک را میشکند و فرار میکند؛ ینک در قفس گوریل بر زمین می افتد.

وصیّت نامه

درود

درود بر همه

درود بر ایرانیان و ایران دوستان

در دوران باستان وصیّت نامه به معنای امروزی وجود نداشته است.

چیزی که امروزه عنوان وصیّت نامه ی کوروش بزرگ وجود دارد سنگ نوشته ها و حرف هایی است که در آنها به جا مانده است.

کوروش ، پس از تأسیس امپراتوری ، سر تا سر ممالک وسیع پارس را سر کشی کرد. ایام پیری اش آغاز شده بود و پدر و مادرش دارفانی را وداع گفته بودند.

کوروش در مقر خود به خواب رفته بود که در عالم رویا شبحی دید که او را مخاطب ساخته: ای کوروش ، خود را آماده ساز زیرا به ملکوت خدایان پرواز خواهی کرد.

کوروش از خواب برخاسته و خواب خود را این گونه تعبیر کرد که به زودی به سرای جاویدان خواهد شتافت. سپس به سمت قله ای که در نزد پارسیان مقدس است رفت و روی نیاز به درگاه اهورا مزدا برد:

من از یاری ها و راهنمایی شما پیوسته سپاسگزارم. موهبت و تفضل شما بود که به من راه صواب را نشان داد و به کمک شما دریافتم از چه راهی پیش بروم و از خطا احتراز جویم. من از شما سپاسگزارم که توانستم هیچ گاه کمک شما را از نظر دور نداشته حتی در اوج قدرت فراموش نکردم که انسانی بیش نیستم. اینک یگانه استدعایم از درگاه شما این است که روزگار زن و فرزندان ، دوستان و وطنم را عزیز و سعادتمند گردانید و عمرم را شرافتمندانه به پایان رسانم.

کوروش چون از راز و نیاز فراغ شد ، به قصر خویش بازگشت تا اندکی بیاساید. چون وقت استحمامش فرا رسید او ترجیح داد در بستر خود به استراحت بپردازد ؛ وقت شام هم ترجیح داد در بستر خود به استراحت بپردازد و از خوردن امتناع ورزید. فقط با رضا و رغبت تام جرعه ای آب نوشید. سپس پسرانش ، دوستان و یاران قدیمی و زعمای قوم را فراخواند و  چون همه گرد بسترش جمع شدند آن ها را مخاطب ساخته گفت:

 

 

ادامه دارد

عشق

 

 

و خداوند عشق را آفرید

روز بهمن ( سپندار مز ) از ماه بهمن برابر با 29 بهمن

 در این روز جشن سپندارمزگان برپا می شود

روز موهبت ، روز عشق ایرانی از زبان هخامنشی ها

 هخامنشی هایی که بنیان گذارشان کوروش بزرگ بود

کوروشی که به خاطر نارضایتی مردم از اذیت و آزار و کشتار با پدربزرگش جنگید و بعد از پیروزی پدربزرگش (آستیاک پدر مادرش ماندانا) را با عزت و احترام پیش خود برد

به نبرد با شاه بابل پرداخت زیرا بعد از شکست آستیاک طمع کرد بود و به مرز ایران حمله کرد

یهودی ها را از چنگ بابل آزاد کرد

برده داری را برانداخت

کتیبه حقوق بشر را ساخت

سپاه جاوید را راه اندازی کرد

فرمان خاموشی آتشی را داد که کرزوس به پا کرده بود و خود و خانواده اش را در آن انداخته بودند

به دلیل امتناع ارمنستان از ارسال نیرو و تجهیزات کمکی در جنگ با بابل و وفا نکردن به عهد دیرینه خود با او به جنگ پرداخت

به نبرد با شاه لیدی پرداخت زیرا او ستمگر بود

و در آخر فرمان داد:

پس از مرگم مرا بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارید تا اجزای بدنم ذره ذره خاک ایران را تشکیل دهد

ایرانی ها از دیرباز تا به امروز به جشن علاقه زیادی دارند و داشته اند و به هر بهانه ای جشن می گیرند چه بهتر که بهانه اش از گذشته خود باشد

روز سپندارمزگان قدمتی 2500 ساله دارد

یا به زبان دیگر این روز به 500 سال قبل از میلاد بر می گردد

اگر تا به امروز از وجود این روز بی خبر بودید بدانید که هیچ گاه دیر نیست ، از همین الان تصمیم بگیرید که این روز را جشن بگیرید و این روز را بزرگ بدارید

بیایید با برگذاری مراسم های ایرانی ، ایرانی بودن خود را ثابت کنیم

بیایید ایرانی باشیم ، ایرانی زندگی کنیم ، و ایرانی به گور رویم

 ای زنان مینوی

به زیبایی دستان سپید و زیتونی شما

این سرود را می سپارم

بوی شیرین گل سرخ باید

 از میان برگهایش برآید

و در سینه شما بسراید

از آنچه قلب مرا لبریز کرده است

این سرود را می سپارم

به زیبایی دستان زیتونی و سپید شما

ای زنان زیتونی 

به زیبایی دستان سپید و زیتونی شما

نقدی کوتاه درمورد متن کوروش

درود بر همه

متن زیر کپی کامل از نامه فرستاده شده به مجله همشهری جوانان است که در اون مجله به پرونده کوروش پرداخته شده بود

 

سلام
خسته نباشید
من هفته پیش زنگ زدم و با آقای احسان رضایی حرف زدم
متنی که راجع به کوروش نوشته بودید یک سری ایراد داشت که ایشون ایراد ها رو قبول کردند و قرار شد در شماره بعد ایراد ها رو درست کنند
در شماره آخر متن بهتر بود اما ایراد ها برطرف نشده بود و متن جدید نیز بی ایراد نبود
البته یکی از ایراد ها که جلد مجله بود رو درست کردید و در شماره جدید نوشتید : علاقه به ایران باستان باید با آگاهی باشد کوروش را کوچک نکنید
مثلا یکی از ایراد ها این بود که آقای فرهنگی نوشته بودند : انسان بالدار نماد دینی هخامنشی ها
نقش برجسته انسان بالدار یا انسان چهار بال ، تنها نقشی است که از کوروش به جای مانده و ربطی به نماد دینی هخامنشی ها نداره
شاید اگه میگفتند فروهر نماد دینی هخامنشی ها است درست تر می بود
البته فروهر به هیچ وجه خدا نبوده
فروهر فرستاده ای الهی بوده مثل جبرئیل ، که پیام های الهی از طریق او به کوروش وحی میشده
و خدا همون طور که در کتیبه های هخامنشی اومده اهورا مزدا بوده .
*1.هر آنکه اهورا مزدا را بپرستد ، بخشش وی از آن او خواهد بود ، هم در زندگی وهم پس از مرگ

یا مثلا در جای دیگری در مقاله ی شما نوشته شده بود :
در 533 ق.م توانست از کوه های پامیر بگذرد و تا مرز هند برود . سه سال بعد ، در حال جنگ مرد .
همون جوری که مشیروالدوله پیرنیا نوشته به طور دقیق نمیشه گفت کوروش چطور درگذشته ، زیرا روایت های مختلفی وجود داره از جمله : هردوت ( پدر دروغگوی تاریخ ) می گوید در جنگ با ماساژت ها کشته شده است .
برس می گوید کوروش در جنگ با عشیره دَها در حوالی گرگان کشته شده .
کتزیاس می گوید کوروش در جنگ با سکا ها کشته شده .
و بسیاری معتقد هستند سن کوروش زیاد بوده و در جنگ کشته نشده !
پس نمیتوان دقیق گفت که چطور درگذشته است .

اصلا چرا شما به تواریخ هردوت اقتضا کرده اید در حالی که هردوت یونانی است و می کوشیده یونان را بهترین تمدن نشان دهد .
در مورد تعداد زن های کوروش هم نمیتوان نظر دقیقی داد ، هرچند با توجه به شرایط آن زمان که پادشاه ها برای صلح تعداد ازدواج هایشان بالا بوده ، اگر کوروش بیش از یک زن داشته ، مبنی بر قضاوت درباره شخصیت او نمیشود .
ولی به طور یقین کاسندان زن کوروش بوده ، چون تمام تاریخ نویسان اسم او را به عنوان زن کوروش آورده اند .

همچنان در جای دیگری از مقاله آمده :
معلوم نیست بالا خره کوروش یکتا پرست بوده ؟ خورشید را می پرستیده ؟ یا چند خدا را ؟ 
که در جواب این سوال باید بگویم ، کوروش یکتا پرست بوده و اهورا مزدا ( که همان خدا است ) را می پرستیده .
*2 . من از یاری خداوند در تمامی مراحل زندگی ام سپاسگذارم


در جایی دیگر از مقاله نوشته شده :
جملات ساختگی برای کوروش : فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد .
باید بگم که این جمله ساختگی نیست و این جمله دقیقا جمله کوروش است .
*3. پس از مرگم دیگر روح مرا نمی بینید ولی اثرات آن را در زندگی خویش احساس خواهید کرد
*4. من در طول زندگی ام پیوسته باور داشته ام که روح آدمی پس از مرگ از کالبد خاکی جدا می شود ولی هرگز محو یا نابود نمی شود. هرگز نتوانسته ام باور کنم که زندگی یا روح و روان پس از مرگ وجود نداشته باد.
*5. فرزندان من! پس از مرگ ، بدنم را در طلا یا نقره یا امثال آن نپوشانید. زودتر آن را به آغوش خاک کشورم بسپارید که منشا نیکی ها و ثروت ها و زیبایی ها است
همان طور که مرحوم علامه طباطبایی ( علامه موافق ) در المیزان کوروش را ذوالقرنین خوانده .
و از آنجایی که نام ذوالقرنین در قرآن ( آیه ی 82 تا 98 سوره ی کهف ) آمده پس کوروش فرستاده خداوند بوده . 
و اینکه فرستاده خدا فرمان بدهد بدنش را به خاک بسپارند عجیب نیست .


ویا در قسمتی دیگر از مقاله آمده :
برای کوروش وصیت نامه می سازند !
در حالی که کوروش به واقع وصیت نامه ای داشته ، اما در منابع اشاره ی دقیقی به متن کامل و جایگاه آن نشده و محققان تنها به اشاره ی وجود این وصیت نامه اکتفا کرده اند . 


یا در جایی دیگر از مقاله آمده :
اگر وبلاگ نویس های ما ، نصف همین توجه را به ابوریحان بیرونی می کردند و علاقه به او و نقشش در تاریخ جهانی علم را به یک خواست عمومی تبدیل میکردند ، آیا باز هم قطری ها به همین راحتی می توانستند ادعا بکنند ابوریحان قطری بوده است؟
این روش درستی نیست که برای بزرگ کردن کسی ، دیگری را کوچک کنیم ، و بالعکس .
ابوریحان به حد خود بسیار بزرگ است و نیازی به چنین تعاریف نامعقولی ندارد ، و حتی ممکن است با این نوع بیان باعث ناراحتی ِ برخی کوروش دوستان متعصب شده ، و نتیجه ی عکس داده و علاقه شان به ابوریحان نیز کمتر شود . که این اصلا امر درستی نیست .


یا در جایی دیگر نوشته اید :
پسر کرزوس را که قبل از فتح کامل اسیر شده بود ، آن فرزند را در برابر ِ چشمش کشتند ، و مادر آن پسر با دیدن این اتفاق خود را از دیوار فرو افکند و مرد . 
اما همان طور که در تاریخ آمده ، کرزوس وقتی می شنود که کوروش وارد بابل شده است خود و همسر و پسرش را به آتش میکشد ( زیرا در آن زمان پادشاهان پس از فتح کشوری ، به مردمان آن کشور تجاوز و آنان را کشته و آن کشور را قارت میکردند ) کرزوس نیز فکر میکرده که کوروش این چنین خواهد کرد . اما بر خلاف تصور کرزوس ، کوروش فرمان میدهد آتش را خاموش کنند ، و کرزوس یکی از بهترین یاران کوروش میشود .
که این مطلب در کتیبه حقوق بشر نیز ذکر شده است .


میخواستم جواب یکی از خواننده ها که پیامک عجیبی زده بود را نیز در همین جا بدهم .
این خواننده نوشته بود :
کوروش نمی تواند ذوالقرنین باشد ، چون پس از فتح بابل از شرک و بت پرستی مردم بابل حمایت کرده . !!!
*6. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند
این به این معنی نیست که کوروش بت پرست بوده یا بت پرستی را رواج داده ، بلکه به این معناست که در آن زمان ادیان و عقاید بسیاری وجود داشته ، و کوروش برای عدم ایجاد اختلافات و حرج و مرج های دینی ، به عقاید مردمان کشور های مختلف احترام میگذاشته . همچنین قصد او از این روش آن بوده که مردم از کشور ها و ادیان مختلف ، با احساس ِ قلبی و رضایت تمام خود به دین و آئین او و یکتا پرستی روی آورند . این نشان دهنده ی بصیرت بسیار و نگاه خاص او به مسائل سیاسی و اعتقادی ِ است . بزرگ مردی که در 2500 سال قبل چنین دیدگاهی نوین داشته ، که این خود جای بحث بسیار دارد .
 
در آخر هم بسیار تشکر میکنم که به عقاید خوانندگان ِ خود توجه داشته ، و وقت گرانبهای خود را به خوانندگان اختصاص می دهید .
با امید به اینکه آقای رضایی از بنده ی حقیر ناراحت نشده ، و اگر امکانش هست به این مسائل و ایرادات کوچک که البته اهمیت یسیار برای ایران و ایرانی دارد توجه کنند .
چون مجله شما مجله پر فروشی است و عموم مردم و خصوصا جوانان مخاطب و خواننده ی آن هستند ، دوست داشتم که حتی کوچکترین ایرادی در مجله ی شما نباشد .
گرچه من کوچکتر از این هستم که بخواهم از کار و مقالات ِ شما ایراد بگیرم ، اما خورده سواد نم کشیده ای داشتم که اگر قابل بدانید میخواستم با شما درمیان بگذارم .

امروزه هر کشوری می کوشد تا در کورترین نقاط تاریخ تمدن جهان ، جائی برای تاریخ ، فرهنگ ، آداب و رسوم کشور خود پیدا کند . چون هر ملتی که تاریخ خود را فراموش کند ، رفته رفته خود را نیز فراموش می کند . دیگر از مردم سومر ، بابل ، آشور ، اکد ، عیلام و تمدن های کهن اثری نمانده است . چرا که مردم آن ملت ها در طی تاریخ در دیگر اقوام ادقام شدند و گذشته و هویت خود را به فراموشی سپردند .
افسوس که ما با دست های خود در حال ِ نابودی تاریخ و گذشته ی خود هستیم !

منبع ها :
گزیده سخنان کوروش و داریوش کبیر ( لیلا پور نعمتی )
کتاب تاریخ ایران قبل از اسلام ( حسن پیر نیا ،مشیرالدوله )
کتیبه های هخامنشی ( نویسنده پی یرلوکوک ، ترجمه ی نازیلا خلخالی ، زیر نظر دکتر ژاله آموزگار )
کوروش کبیر - ذوالقرنین (نویسنده ابو الکام آزاد ، ترجمه ی باستانی پاریزی )
لشکرکشی کوروش ( نویسنده گزنفون ، ترجمه ی وحید مازندرانی )
تربیت کوروش ( نویسنده گزنفون ، ترجمه ی رضا مشایخی )
کوروش کبیر حقیقت تاریخ ( مهندس فرشاد ابریشمی )
دنیای ناشناخته هخامنشیان ( داریوش احمدی )
کرزوش ( کلود که ور -پاسکالی ، ترجمه ی قاسم صنعوی )
از کوروش کبیر تا داریوش کبیر ( بهنام محمد پناه ) 
زندگی نامه ی کوروش بزرگ ( بهنام محمد پناه )
و اساتید محترم :
 استاد منوچهر بهرام پور ، استاد عباس قربانیان ، استاد محمد موسوی


1391/2/29

هادا جویا

........ مطالب قدیمی‌تر >>